تبليغاتX
صدای سکوت

صدای سکوت

....فریاد را همه میشنوند؛هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است

هميشه اشک اونايي که به فکرمون هستن رو در مياريم..

 و هميشه واسه کسايي که به فکرمون نيستن اشک ميريزيم..

 هميشه به کسايي که اصلا به يادمون نيستن فکر ميکنيم..

و هميشه کسايي که اصلا فکرشم نميکنيم به يادمونن..

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:10 توسط مولود سادات| |
جمله ای که باخوندنش فقط نفس عمیق کشیدن میتونه جواب مناسبی باشه.......

پرنده ای را که دوست داری رهایش کن

اگر به سویت برگشت:

دوستت دارد

پرنده ی من هیچ وقت برنگشت

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 10:49 توسط مولود سادات| |
 

السلام اي حضرت سلطان عشق

يا علي موسي الرضا اي جان عشق

السلام اي بهر عاشق سرنوشت

السلام اي تربتت باغ بهشت

---

ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا-ع مبارک

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 19:3 توسط مولود سادات| |
امروز باید برم سر کلاس استادی که هیچ ازش خوشم نمیاد....

اصلا حال و حوصله ندارم.....

یه نکته گنگ و مبهم توی این استاد هست که من هنوز کشفش نکردم؟؟؟؟

البته دوتا نکته..

اول اینکه فکر کنم استادمون دوتا زن داره ؟

یا یه زن داره یه نامزد؟؟

چون توی هردوتا دستش حلقه هست؟؟؟؟؟؟

نکته ی دوم اینکه کلاس ما نزدیک به ۳۰ تا دوخترداره و یه درخت چنار(پسر)

و استاد ما تا میاد سر این کلاس اولین کاری که میکنه حلقه هاشو درمیاره؟؟

این توی دانشگاه غیرانتفاعی یعنی اینکه استاد یه جاهاییش میخاره....

 بدتر ازهمه اینکه یه چندتا دختر جل جلف لیم .... وجود داره و من واقعا ازشون بدم میاد

البته استادم ازشون بدش نمیاد......

شایدم بخواد یه حلقه ی دیگه به این حلقه ها اضافه کنه؟؟؟؟؟

وگرنه اگه استاد بدش میومد دم به دهنشون نمیذاشت......

ولی به هر حال من باید این دوتا نکته را بفهمم و

هم چاره ای جز رفتن سر این کلاس ندارم و درد مجبوری باید تحمل کنم....

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 10:42 توسط مولود سادات| |
دلم از دوستای آشنا گرفته میخوام این مطلب را برای غریبه ی آشنا بذارم

نمیدونم بازم بهم سر میزنه یا.....

اما فکر کردن به خاطراتش برام لذت بخشه.....

در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم
اجباریست

بازی روزگار را نمی فهمم ! من تو را دوست دارم تو
دیگری را دیگری مرا و همه ی ما تنهاییم

کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود ، که
برای بیان کردن "دوستت دارم" نیاز به قسم خوردن نبود

دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده

 بلور قلب کوچکمز دوزیت ترک زده

دروغ نیست اگر بگوویم که بی تو، زنده مانی میکنم ، نه زندگانی

ما آدما همیشه صداهای بلند و می شنویم ، پررنگها رو می بینیم و کارهای سختو دوست داریم ، غافل از اینکه خوبها آسون میان ، بی رنگ می مونن و بی صدا می رن

نمیدانم كه دردورى به قلبت ماندگارم

ولی اما تو را تا حد جانم دوست دارم

من زیر بارون با چشمام یه آرزو ساخته بودم، واسه دوباره دیدنت زندگیمو باخته بودم، یا آرزومو پس بده یا با دوباره دیدنت به زندگیم نفس بده

شاه نشین چشم من تكیه گه خیال توست ؛

گرچه كه دورم ازتو من ، ولی دلم به یادتوست

خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه
بدهد نه آنچه را که آرزو داری ، زیرا گاهی آرزوهای تو
کوچک است و شایستگی تو بسیار

زير اين سقف كبود . زير اين شعله سنگين سكوت . اگر از ياد تو يادي نكنم ، تك و تنها به خدا مي سوزم

میدونی چرا ستاره ها به هم چشمک میزنن ؟
میخوان به ما بفمونن توی سکوت و فاصله هم میشه گفت
دوستت دارم

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 20:38 توسط مولود سادات| |

از انقلاب ترافیکش ماند و از آزادی میدانش، از استقلال هتل و از جمهوری خیابانش

آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند 

 همه آدمها با هم برابرند ، اما بچه ها واجبترند 

 همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند 

 همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدمها با هم برابرند 

 اما بعضيها برابرترند

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 20:37 توسط مولود سادات| |
مینویسم برای دل خودم

مینوسم شعر معروفی که همه از برهستیم

من از بیگانگان هرگز ننالم

که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

مینویسم از اینکه به دروغ گویی متهم شدم

مینویسم از اینکه همه از من توقع دارن ولی من از هیچ کس نباید توقع داشته باشم

مینویسم از بی وفایی روزگار

مینویسم و همچنان در حال نوشتن هستم

نوشته هایی که جز خودم خواننده ای نداره

چند روز پیش یا چندین روز پیش کسی حرفی با خنده و شوخی بهم زد

ولی از قدیم گفتن:

سخن کز دل برآید

لاجرم بردل نشیند

به دل من هم نشست با اینکه مقصود اون حرف من بودم و با اینکه تلخ بود

اول فکر کردم شوخی میکنه ولی بعد....

ولی بعد فهمیدم حقیقت محض بود

مینویسم از اینکه من برای همه از جونم مایه میذارم ولی بقیه......

 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 5:59 توسط مولود سادات| |

ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند. ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند. ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند. ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده. و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد!

باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماست

این یه off بود که وقتی به idim سر زدم یکی از add liste هام برام گذاشته بود.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 12:34 توسط مولود سادات| |

زندگی سرسره است

میکنی دل از خاک

پله پله تا اوج میروی تا پرواز

باز از آن بالا میخوری سر آرام

ذره ذره تا خاک

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 8:1 توسط مولود سادات| |
امروز کلاس داشتم این کلاس را باید ترم ۲ برمی داشتم ولی حالا برش داشم ترم ۵

در واقع یه جورایی ترم آخر البته اگه تکمیل ظرفیت کاردانی به کارشناسی اعلام نشه

خدا اون روزا نیاره چون حالا که نخوندم ولی قبول شدم اگه تکمیل ظرفیت اعلام نشه حسش نیست که بشینم برای سال دیگه بخونم

چی میگفتم؟؟؟؟؟

امروز سر کلاس فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم که ترم قبل نگرفتم و الان مجبورم با این استاد بگیرم.....

خدا به دادم برسه برام دعا کنید....

اما یه شیطنت کوچیک کردم آخه کلاس بدون شیطونی که نمیشه

سر کلاس چشمم شروع به خارش کرد و منم خاروندم

اما....

اما یادم نبود که ریمل زدم و پای چشمم سیاه شد....

خوب جلوی استاد زشت بود با چشم سیاه

منم آیینه دوستم را گرفتم سرم را دولا کرد اول یکم سیاهی های چشمم را پاک کردن و بعد پنکیک زدم

هم دوره ای های خودم در واقع دوستام فقط میخندیدند و استادتا حدودی حیران این خنده ها....

البته سر کلاس آدامسم میخوردم و هررزگاهی یه ترقه ی کوچیک

با این همه ی اوصاف ردیف آخرم بودم ولی جلوی چشم استاد

حالا تصمیم گرفتیم بریم ردیف جلو بشینیم یکم بخندیم و بله استاد نه خیر استاد کنیم ببینیم به امید خدا پاس میشیم.....

اما یه چیز:

چرا دانشجوهای شیطون و دوست داشتنی مثل من و دوستم دوست دارن برن آخر کلاس بشینند؟؟؟ 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:11 توسط مولود سادات| |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس